|
سه شنبه 5 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 13:17 :: نويسنده : ما2تا
چه زیباست بر سپید و سیاه روزگار لبخند زدن حتی اگر پرهایت بسته باشد حتی اگر بخاطر ناگفته ها ساز حنجره ات کوک نباشد حتی اگر در لحظه هایت تلنبار نگرانی باشد حتی اگر پیچک خاطرات در هزار توی دالان اندیشه ات پیچیده باشد. اگر از آسمان به پائین بنگری،زمین و هرچه در آنست در فاصله ی دو انگشت میگنجد. چرا نگرانی برای فردا ؟ آنکه در لحظه لحظه ی زندگی جاریست همه را میداند و همه چیز چالشی سازنده به سوی فردایی روشن است. دیگر شب به پایان رسیده. بگذار لبخند بر دغدغه هایت طلوعی دیگر باشد. بخند و زندگی کن. شاید تبسم تو پناه لحظه های گریزان یکی دیگر شود شاید... شاید... شاید... به آسمان بنگر ٬قطره قطره لبخند حمایت می بارد٬ فاصله ی ما تا خدا فقط به اندازه ی باور یک لبخند است نظرات شما عزیزان: nameless
![]() ساعت1:10---7 ارديبهشت 1391
اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست.
او جانشین همه نداشتن هاست.نفرین و آفرین ها بی ثمر است.اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد تو تنهای مهربان و جاوید و آسیب ناپذیر من هستی.ای پناهگاه ابدی ! (دکتر علی شریعتی) ![]()
![]() |